فیلم و ادبیات
مقدمه: اعتیاد ، مساله ایست که امروزه اکثر خانواده ها به آن وابسته اند. اعتیاد طاعون عصر و دنیای مدرن است، که روزانه تلفات بسیار سنگینی به جامعه انسانی وارد میکند. اعتیاد واژه ای عربی است که از مادّه اَلْعُود گرفته شده که در فارسی به معنی (روی آوردن – رجوع یا بازگشت) یاد میشود؛ اعتیاد مصدر باب افتعال است که میشود اعتواد و سپس طبق قوانین اعلال عربی به اعتیاد در می آید. اعتیاد در اصطلاح از نظر من بمعنی رجوع پی در پی و تکرار کردن یک کار است، حال میخواهد که این کار مصرف مواد مخدر باشد، خواه استفاده بی ـرویه از اینترنت باشد یا مثلا تکرار و رجوع مکرر به مسائل غیراخلاقی باشد. در بین تمامی اعتیاد های موجود، خانمان سوزترین آنها مربوط به اعتیاد به مواد مخدر است اگر چه گاها گزارشاتی مبنی بر تلفات بر اثر استفاده بی رویه از اینترنت و یا در سایر اعتیادها می شنویم؛ باید دانست که این گزارشات در مقابل خسارت اعتیاد به مواد مخدر هیچ است زیر این نوع اعتیاد علاوه بر تاثیرات جسمی و روحی، تاثیرات بسیار سنگینی بر جامعه و فرهنگ آن جامعه دارد. خانواده یکی از اساسی ترین موَلِّد های فرهنگ است حال اگر این بخش مهم و اساسی با مشکلی مثل اعتیاد مواجه شود، فرهنگ غلط و باطل و ناقص به جامعه وارد میشود، حال ما میخواهیم کمی از دنیای آمار و ارقام بیرون آمده و به درون جامعه معتادین برویم و به قول استادمان درد و دل نامه ای تهیه کنیم. لذا بنده حقیر سعی کرده ام تا گزارشاتی از مصاحباتم با این گونه افراد داشته باشم، افرادی که در دام اعتیاد بوده ، هستند یا افرادی که دیگر از چنگال غول اعتیاد گریخته اند . قسمت اول: در ابتدا به سراغ شخصی رفتم که به مدت 15 سال اعتیاد به مواد مخدر داشته ولی توانسته با اراده و کمک خانواده اش، اعتیاد را کنار بگذارد: - خب سلام جناب من سوالاتی از شما می پرسم و شما به هرکدام که دوست داشتی و احساس میکردی جوری تجاوز به حریم شخصی ات هست جواب نده. 1.شما اعتیاد دارید؟ - خب آدم میتواند به هر چیزی اعتیاد داشته باشد. 2. معنی اعتیاد چیست؟ - اعتیاد به اون چیزی میگن که یک شخص مکررا آنرا انجام دهد. 3.شما به چه چیزی اعتیاد دارید؟ - خب هرکس میتواند به هر چیزی اعتیاد داشته باشد مثل اعتیاد به الکل، مواد مخدر یا مثلا موارد اخلاقی داشته باشد ، مثل دزدی که خودش یه نوع اعتیاد است. 4. در حال حاضر شما به چه چیز اعتیاد دارید؟آیا مخدر خاصی مصرف میکنید؟ - نه فعلا به هیچی اعتیاد ندارم. 5. به نظر شما افراد معتاد برای اولین بار با چه چیز شروع به کشیدن مواد مخدر میکنند؟ - اولین بار با هوس. 6. چه عواملی نقش مهم تری در اعتیاد آدمی دارد؟ - همه چیز، اما در ابتدا خود انسان نقش مهمی در کنترل نفس خود دارد بعد آدمای دور و بر بعد به خانه، کوچه وحتی شهرشان بر میگردد. 7.آیا این گونه افراد دلیل خاصی برای شروع به اعتیاد خود دارند یا نه؟ - خب هر کس برای خود دلیلی دارد، شما بگویید آنکس که دزدی میکند بی دلیل دزدی کرده؟ 8. آیا یک فرد مبتلا علاقه ای به ترک دارد؟ اصلا توان ترک را دارد؟ - بله! من خود کسانی را میشناسم که مثلا به دلایل گوناگونی مجبور به ترک شده اند؛ این یک عادت است هرکس که عادتی دارد میتواند دوباره به چیز دیگری عادت کند و بهترین چیز هم که ترک عادت است و اینها قدرت ترک را دارند. 9.آیا کسی میتواند تفننی مصرف کند؟ - جدای بحث اراده، هر شخص مبتلا اجبارا نیاز به مصرف دارد پس در بعضی از اشخاص مواد لازم به مصرف است و تفنن یا اراده شخص هـــيـــچ نقشی ندارد. 10.آخر اینگونه افراد چیست؟ - خب آخر هر کس که مرگ است و اعتیاد نمیشود مانعی برای مرگ باشد ولی انجام دادن خیلی از کارها در تکرار باعث نابودی آدمی میشود. 11.نصیحتتون برای جوان ها برای نیافتادن در دام اعتیاد چیست؟ - کسانی که در زندگیشان اگر میخواهند نفس بکشند، اگر خواسته باشند نفسشان را با هر چیزی آلوده کنند و به خودشان ضرر بزنند، این افراد خیلی از چیزهای بهتر را از دست میدهند، آدمی چرا باید هر چیزی را تجربه کند که به دردش نمی خورد؟ و سودی برای آن ندارد؟ مثلا سیگار به غیر از ضررش چه سودی برای انسان دارد؟ و خیلی چیزها هست که اگر سالم باشید میتوانید آن چیزهای خوب را بدست آورید، مثلا یک ورزشکار نسبت به یه آدم معتاد خیلی چیزها میتواند بدست آورد. خب آقا دست شما درد نکنه و متشکر. - خواهش میکنم. پایان مصاحبه اول. خب متنی که خواندید از تجربیات 15 ساله یک فرد معتاد بود، اما آیا همه با این موارد موافق اند؟ آیا این موارد بر همه صدق میکند؟ من که با بعضی از این مطالب مخالفم لذا در سدد بر آمدم که به شخصی مراجعه کنم که درگیر اعتیاد باشد و دلش بنالد برای درد بروز دادن. اما هم اکنون بیش از ۲۲۰ میلیون مصرف کننده مواد اعتیادآور در جهان وجود دارد. ۱۵۰ میلیون نفر معتاد به مواد توهم زایی مانند حشیش، ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر معتاد به ماده محرک کوکایین و مشتقات آن، ۱۵ تا ۲۱ میلیون نفر معتاد به هروئین و سایر مواد مخدر و سایرین نیز انواع مواد اعتیاد آور روان گردان و شیمیایی را مورد سوء استفاده قرار می دهند. طبق آمار وزارت بهداشت ایران بنابر گفته BBC PERSIAN در سوم مهر ۱۳۹۱، تعداد معتادان دائمی در ایران که مصرف روزانه مواد مخدر دارند بین دو میلیون تا دو میلیون و دویست هزار نفر است ، گفتنی است بر اساس تحقیقات به عمل آمده، کنجکاوی، کسب لذت، مشکلات روانی و تفریح به ترتیب 22.8 درصد، 18.4 درصد 14 درصد و 13.2 درصد از دلایل سوءمصرف مواد را تشکیل میدهند. اما دو سوال اساسی: 1.اعتیاد چند بخش دارد و مراحلش چیست؟ 2.مواد اساسی اعتیاد آور چیست؟ پاسخ سوال اول: اعتیاد دارای دو بخش مجاز و غیر مجاز است ؛ مجاز یعنی اعتیاد به آن موادی که بنابر قانون مجاز هستند، مثل اعتیاد به مواد دارویی که این مواد یا با تجویز نسخه پزشک است یا بر اثر مصرف خودسرانه؛ اعتیاد به موادی مانند تنباکو و سیگار نیز که از نظر روانی وابستگی ایجاد میکند و باعث تداوم مصرف میشود، در ردیف اعتیاد مجاز طبقهبندی میشود. اما به اعتیادی که وابستگی فرد را به مصرف مواد مخدر و بهگونهای که قوانین کشور یا بینالمللی آن را غیرقانونی بشناسد،همیشگی سازد، اعتیاد غیر مجاز گویند. مراحل اعتیاد شامل:
2. شک و تردید: در این مرحله، فرد سعی میکند با میل خود مبارزه کند. 3. اعتیاد واقعی: در این مرحله فرد دچار اعتیاد میشود و برای رسیدن به حالت نشئگی ، هر بار بر میزان مصرف خود میافزاید. ـ اما مواد اساسی اعتیاد آور عبارتند از: سازمان بهداشت جهانی مواد اعتیادآور را از جهت تأثیر آنها بر انسان به ۸ دسته کلی تقسیم میکند، که عبارتاند از:
مصاحبه دوم: *خب سلام جناب بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب فقط خواهشا ، راستِ حرفاتو بگو و اگر احیانا احساس کردی که یه سوال بی احترامی بهت منسوب میشه، جواب نده. - باشه بپرس. *خب چند وقته میکشی؟ - ولله باورت میشه حسابش از دستم در رفته ، تنها چیزی که میدونم اینه که از وقتی هم سن های شما بودم شروع کردم به کشیدن. *اصلا چی میکشی و از کجا شروع شد؟ - هی پسرجان خب از کجاش بگم، خدا لعنت کنه اون پسرای بادیانی و بچه های سعید رو. *برای چی مگه؟اونا چکار کردن؟ -راستیتش ما از اول این جور که میبینی بدبخت نبودیم، بابام از پول دارای شهر بود و جای فلکه خیام، پرداختی قالی داشتیم، اوضاعمون خوب بود تا اینکه بابام، سرِ یکی از همین سفرای کاریش تو جاده کاشمر با ماشین تویوتایی که اون زمان داشت چپ کرد و عمرشو داد به شما. *خب این چه ربطی به اعتیاد شما داره؟ -وقتی بابام مرد، ما موندیم 5 برادر، یه خواهر و یه مادر از دنیا بی خبر. منو اینجور نبین من رشتم ریاضی فیزیک بود با معدل 17 یه روزی یادمه اومد خونه مادرم داشت سروصدا میکرد میگفت پول برام بیارین،به من پول بدین، اَلَم شنگه ای را انداخت که نگو؛ منم که آمپرم زد بالا تموم کتابامو جلوش ریز ریز کردم و دیگه از اون روز به بعد به مدرسه نرفتم و پی کار رو گرفتم که آغاز بدبختی های ماهم از اینجا شروع شد. چند وقتی تو پرداختی قالی که حالا دسته داداش بزرگترم بود کار میکردم، کارمم حرف نداشت ولی این داداش بی شرف ما هرچی پول میگرفتیمو بالا میکشید، میدیدم این هرچی پول هست رو داره به باد میده از این ورم اوضاع خونه متشنج و از این ورم اوضاع روحی خودم...تااینکه دوست دست مارو گرفت، یه جاهست دوستت دستتو میگیره میبرتی باخودش تا اوج و یه جاهم هست که دوست در ظاهر دستتو گرفته ولی غافل از اینکه تو رو نردبون صعود خودش قرار داده، معنی که تو خونه ناراحت بودم، میدیدم چی دوستای باحال و پایه ای دارم، کم کم حرمتای بینمون شکست، سرآغاز این بی حیایی ها کشیدن سیگار بود ؛ یادمه یه روز که تو خونواده دعوام شده بود و رفتم جای دوستام دیدم دارن سیگار میکشن، تا اعصاب منو اینجور دیدن، یکیشون گفت بیا بکش برای اعصابت خوبه، مای خرم نه ایوری نه اوری یه راست شروع کردیم به کشیدن سیگار. اول با سیگار شروع شد بعد به اصطلاح عرق سگی بعد چند مدت غول مرحله اصلیش تریاک، تریاک و من وقتی شروع کردم که دیگه خودمو تباه میدیدم خب یه آدمی که تباه شده و به آخر خط رسیده چه چیزی برای از دست دادن داره؟ آخ آخ آخ خدا لعنت کنه هرکی رو که جونای مردم رو به دام اعتیاد میکشه، حالا شدم بودم یه چاقو کش زندان رفته ای که زن بچه اش ازش متنفرن. همه چی تموم شده بود. یادمه چندوقتی تو زیرزمینی پدرزنم زندگی میکردیم، مثله سگ باهام رفتار میکردن، حقم داشتن، من یه آدم معتاد، اونا یه خانواده ثروتمند. مثلا یادمه غذا درست میکردن زنمو میگفت بیا بالا ولی منو نمیگفت بعدشم که از غذایی خبر نبود آخه زنم مریض بود نمیتونست برام غذا درست کنه یا مثلا وقتی این گداهای سرچهارراه رو میدید یه نیشخندی میزد و از آیینه ماشینش به من یه نگاهی مینداخت که از صدتا فحشم بدتر بود. با بغض شدید گوینده: ای پسر جان من با درسای به اون خوبی با خانواده ای پولدار از عرش به فرش کشیده شدم و فقط میتونم بگم افسوس. حالا هم دیگه حوصله ندارم شما بیا این چای تازه دمو بخور تا سرد نشده. پایان مصاحبه دوم. بله دوستان اینم از سرنوشتی کسی که خودش هم قبول داشت، زندگی خودشو تباه کرده و به جای اراده ترک و امید به زندگی فقط برای خو یه افسوس با ناله داشت، ناله که از سینه ای خس خس کنان بلند میشد. به امید زندگی ای بدون اعتیاد.
مهدی برمکی ترقبان ....... دهم آذر ماه یکهزارسیصدو نودویک. چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, :: 1:2 :: نويسنده : مهدی فقر یعنی چی؟
سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, :: 1:6 :: نويسنده : مهدی دلت را خوش مکن ای نوجوانم دلت را خوش مکن، من نیز چشیده ام دلت را خوش مکن بر خیلی چیزها دلت را خوش مکن ای مهربانم دلت را خوش مکن، بس کن تو آخر که نیلوفر دگر رحمی ندارد غمت را کم بخور، یا بخت و اقبال که آن مال کسی است، ای بی پناهم توهم مانند من بی سرپناهی تو هم مانند من، بی یار و یاور توهم مانند من پولی نداری توهم مانند من، غم داری یا کم؟ نگاهت را بدزد، آخر همین است که چرخ آسمان قوت ندارد دلت را خوش مکن، بردار زین را که رسم روزگار، گاهی، ندارد خودت را خوب ببین، قدت خمیده است به سان پیرمرد، فرتوت گشتی ز بهر این فلک پُر هستی از غم تو ای بچه دلت بسیار گرفته است نگُنجد شِکوه ات چندین و چند خط!!! شاعر معاصر بچه . شنبه 12 مرداد 1392برچسب:, :: 23:52 :: نويسنده : مهدی
رستگاری ! آسمان نمناک بود من می آمدم راهمان تاریک بود شهرمان غمناک بود من می آمدم چه شده است این جا ؟ چه چُنین اند مردم ؟ گشته اند میمون صفت یا که این ها گرگند؟ عابد راستکین ؟! شده اند مردممان تقلیدکار شده اند پرهیزگار تقلید چه می کنند؟ نکند برده اند از یادشان که چگونه بشوند رستِگار؟ رستگاری نه درنده خویی ست رستگاری نه اطفار و اداست رستگاری به نیک اقوالی ست رستگاری به نیک کرداری ست رستگاری به نیک پنداری ست شده است ملعبه طفلک خُرد یک عدد جانماز، یک عدد تسبیح پسرم این ها خوب است لکن (( خانه دوست در این شهر کجاست؟ )) شاعر معاصر : بچه
شنبه 12 مرداد 1392برچسب:, :: 1:1 :: نويسنده : مهدی درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |